|
درباره وبلاگ بیشترازهمیشه دلواپس خودمم ...بایدبیشترمواظب خودم باشم..این وب ونوشته های بهم ریخته اش هیچ مخاطبی نداره من نه این حس هارو دارم ونه ندارم...میام چندپست مینویسم ذهنم خسته بشه برگردم به دنیای واقعی...متاسفانه یا خوشبختانه من ودلم این روزهاهیچ مخاطبی نداریم وهیچ وابستگی...باکلمات بازی میکنم واینجاباهاشون سرگرم میشم...زیادمینویسم اما نوشته هایی که حسم رو نقاشی میکنه رو جزخودم هیشکی نمیخونه ...شعرمیگم...داستان مینویسم ..اما ازدسترس خوندن ها ونظردادن های همه خارج شده اند...اینجا ومن رو زیادجدی نگیرید...من عشق پر شورهمه لحظه هام پروردگارنازنینمه که نمیذاره محتاج این خاک وعشق هاش بشم.اینجامیام تمرین جمله سازی...خوش اومدی به وبم ...سلام. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان دلواپس خودمم... مدتهاست بیمارمقیم بخش مراقبتهای ویژه ام نیازی به دستان منت دلی نیست...بادست خودم خودمو میسازم... دوشنبه 24 بهمن 1390 :: 21:58 :: نويسنده : shahnazi
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: 11:58 :: نويسنده : shahnazi
آغوش من خیلی وقت تنهاست...دقیقا ازامروزکه مادرم منو کشیدتوآغوشش وگفت:چقدرازدیروزسردترشدی... چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 17:20 :: نويسنده : shahnazi
بی توبزرگ شدم...حسرتم اینه کاش مونده بودی تاباهم بزرگ میشدیم. چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 16:48 :: نويسنده : shahnazi
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 16:36 :: نويسنده : shahnazi
این روزهاخیلی زودتموم میشی یاشایدم زودفروخته...خیلی ها تا دل شیک تری میادمثل خیارحراجت میکنند....لعنت به مرام ارزون فروش ها.
این بودانشای من.... چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 16:02 :: نويسنده : shahnazi
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: 01:38 :: نويسنده : shahnazi
آی خداخیلی ها یابعضی ها چی فکرمیکنند؟خسته شدم ازاین همه قانون نکبت بار توی این چارچوب پوسیده زندگیشون...دلم هیچی نمیخواد..احترام وقانون وتمکین وشهروندنمونه ووجدان ارزونی زبون های چرب خودشون..زندگیم وروزهای خیلی کم باقی موندش رو خودم میدونم چطوری بسوزونم وپس نیایدجلو که همتون مثل همید..میدونم همیشه میگن ومیگیم ومیگید که نه از خاندان دروغ ونامردی وهرزگی هستیدونه ازخاندان اولیا همیشه عاشق خدا...اما تورو خدا احساس تهوع رو دوباره به دلم راه ندید از بودنتون...لاف مرد ومردی ودختروزن پاک ونجیب حالم رو ازاین نوشتن هم بهم میزنه پس حالا که خودتون نیستید بی زحمت زحمت روکم کنید و:هری به سلامت...من خودمم ..بایه لب سردومحتاج داغی یه آغوش که خودش باشه..جهنم یابهشت مقصدخودمه پس همسفرم خودش میاد ..جون خداتون:ب ی خ ی ال . سهشنبه 11 بهمن 1390 :: 20:01 :: نويسنده : shahnazi
سهشنبه 11 بهمن 1390 :: 19:44 :: نويسنده : shahnazi
دل به دریای بی خیالی هازده ام بیا... یکشنبه 09 بهمن 1390 :: 21:17 :: نويسنده : shahnazi
|