درباره وبلاگ


بیشترازهمیشه دلواپس خودمم ...بایدبیشترمواظب خودم باشم..این وب ونوشته های بهم ریخته اش هیچ مخاطبی نداره من نه این حس هارو دارم ونه ندارم...میام چندپست مینویسم ذهنم خسته بشه برگردم به دنیای واقعی...متاسفانه یا خوشبختانه من ودلم این روزهاهیچ مخاطبی نداریم وهیچ وابستگی...باکلمات بازی میکنم واینجاباهاشون سرگرم میشم...زیادمینویسم اما نوشته هایی که حسم رو نقاشی میکنه رو جزخودم هیشکی نمیخونه ...شعرمیگم...داستان مینویسم ..اما ازدسترس خوندن ها ونظردادن های همه خارج شده اند...اینجا ومن رو زیادجدی نگیرید...من عشق پر شورهمه لحظه هام پروردگارنازنینمه که نمیذاره محتاج این خاک وعشق هاش بشم.اینجامیام تمرین جمله سازی...خوش اومدی به وبم ...سلام.
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
دلواپس خودمم...
مدتهاست بیمارمقیم بخش مراقبتهای ویژه ام




وضعیت نامعلومی دارم...تاب میخورم درآغوش خودم کنارمهتاب شبهای این تابستان..دربن بست افکارم یگ گرم دوست میخواهم...بیاید بماند ونرود مگروقتی مرگم حتمی شد.



سه‌شنبه 29 مرداد 1392 :: 23:53 ::  نويسنده : shahnazi

دلم بی حدوحصرآغوش میخواهد...



یکشنبه 02 تیر 1392 :: 23:23 ::  نويسنده : shahnazi

میایی باهم قدم بزنیم ؟...تمام زندگی هایمان راتا به پیری؟...کنارسلام هایت...صبح بخیرهایی که ...دارم دیوانه میشوم...یک هست...یک بودن...به رنگ سپید میخواهم.



یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 23:19 ::  نويسنده : shahnazi

زودی بیا...درآغوشم بگیر..گمم کن...تا خوب شوم....(م.شهنازی)



سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: 22:30 ::  نويسنده : shahnazi

دراین بلوای سکس ولب بازی وآغوش عشقهای خیابانی...تنهایی امن ترین آرزویی است که به آن رسیده ام...وقتی رنگ چشم ومدل مو ومارک پیراهنت تورا ازلیست دوست داشتن های او حذف میکند بگذارتنها باشی ...درشهربیداد میکند خیانت ودروغ ودوستت دارم هایی که درکنج هرپاساژتمام میشوند.(م.شهنازی)



شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: 11:45 ::  نويسنده : shahnazi

داردبساط آتش بازی اخرسال به پامیشود...من هم دردلم چهارشنبه سوری دارم امسال...خیلی هاراخواهم سوزاند...



شنبه 19 اسفند 1391 :: 09:34 ::  نويسنده : shahnazi

درست شبیه شب عیدی که پولی نداری...بی آغوشی عجیب عذابمان میدهد...من ودلم را گفتم.



دوشنبه 07 اسفند 1391 :: 20:40 ::  نويسنده : shahnazi

دل بسته ام..به همین وب...به همین شلخته آمدن ها وسخت رفتن ها..به مین چرت نوشتن ها..به همین کامنت های تبلیغ گرفتن ها...به دوستت دارم شنیدن ونماندن ها...همه چیزعجیب مسخره است این روزهای اسفند..بارسلونامیبازد...آبی هادرلیگ صدرنشین میشوند ومن هنوزهم بی آغوشم...هه...



پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 :: 13:53 ::  نويسنده : shahnazi

بی آغوشی میگذرانم این روزهایی که همه اغوشند...بابغضی وسیگاری وهیچی دیگر.هیچ.آهنگی که دوس دارم رادیوانه کرده ام.ازتکراری گوش دادنش.قلب بی ملاقات



پنج‌شنبه 03 اسفند 1391 :: 00:11 ::  نويسنده : shahnazi

پسری سرد...درزمستانی سرد...درروزهای پایانی سال...خوابهایش رادربیداری میبیندوبیداری هایش رادرخواب..حسرت به دل هم آغوشی بایک اوی خاص که نداردش...لب برلبان حسرت میگذاردوبابالشتش تمام جشن هاراسهیم میشود...هی...هی روز...گار.



یکشنبه 29 بهمن 1391 :: 16:27 ::  نويسنده : shahnazi

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران